۱۵ ارديبهشت ۱۳۸۷

اندرسخنان هیلاری کلینتون و تاثیر مخرب سخنان محمود احمدی نژاد درمورد اسراییل ....

طی روزهای گذشته یادداشتی نوشتم در مذمت زبانی که هیلاری کلینتون درمورد ایران اخیرا به کار برد و اینکه در جواب این سوال که اگر ایران به اسراییل حمله اتمی کند گفته بود آمریکا ایران را نابود خواهد کرد. دراین یادداشت که لینک آن در ستون کناری است گفته بودم که کلمه ای که سناتورکلینتون استفاده کرده ازنظر فنیGenocidal است و وی باید از به کاربردن این کلمه عذرخواهی کند. دلایلم را هم مطرح کرده ام. ...... طی همین چندروز درمیان چند صدکامنتی که دریافت کرده ام علاوه برکسانی که به هرحال موافق این موضوع هستند برخی هم به این موضوع اشاره می کنند که جواب خانم کلینتون به این سوال بوده که اگر ایران حمله اتمی به اسراییل بکند واکنش آمریکا چه خواهد بود وخوب طبیعی است درچنین حالتی آمریکا دمار ازروزگار ایران درآورد.... درثانی اشاره می کنند که حالا مردم ایران آدم های خوبی هستند وتاریخ شما هم ماشاالله خیلی خوب است اما وقتی رییس جمهوری ایران می گوید که اسراییل رو به اضمحلال اس یا اسراییل از صحنه روزگار محو خواهد شد و یا درمو د هولوکاست موارد مطرح می کند که حساسیت جامعه جهانی را برمی انگیزد و به نوعی صحبت می کند که حتی شاهان ایرانی درزمان هخامنشیان هم همانند آن در زمینه قدرت منطقه ای وجهانی ایرانی صحبت نمی کردند چه برسد به ایران با وضعیت کنونی اش که نه تنها زیر بار تهدیدات جهانی است بلکه دوستی از خودش دردنیا به جای نگذاشته... چرا نباید جامعه جهانی وقدرت های بزرگ نگران باشند؟ و چرا این موضوع اشتباه است که اگر ایران به اسراییل حمله کند ایران با خاک یکسان می شود؟ بعد می گویند با کسی مانند احمدی نژاد آیا غیر ازاین می شود سخن گفت وآیا به نحو دیگری می توان او را سرجایش نشاند؟ ......این مواضعی است که مطرح می شود....این ها را گفتم که ببینید آقای استاد احمدی نژاد چگونه به مثابه آن برادر عزیزی شده که یک سنگ درچاه می اندازد و هزار نفر دیگر نمی توانند آن را دربیاورند. من نوشته ام که ایران نه بمب اتمی دارد و نه خواهد داشت و اگر هم داشته باشد احمقانه است بخواهد علیه اسراییل استفاده کند چون هیچ بمب اتمی ساخته نشده است که بین فلسطینی ها واسراییلی هابتواند تمیز دهد وبه دلیل جغرافیای فلسطین واسراییل این موضوع امکان ناپذیر است. .... نکته ای که می خواهم به آن اشاره کنم این است که تفریبا همه آن چیزی که در مورد عدم علاقه ایرانی به حمله به اسراییل گفته می شود با یک موضوع خنثی می شود و آن اظهارات محمود احمدی نژاد درمورد اسراییل است..... امروز نیوزمکس نوشته که ایران تا پایان سال قادرخواهد بود که به تهیه بمب اتمی اقدام کند. خبرهای دیگر را که حتما درجریان هستید. به نظرم سوخت همه اینها اظهارات محمود احمدی نژاد است که چنان تصویری از ایران ساخته است که اگر رهایش کنند اسراییل را با خاک بکسان می کنند. درحالی که طبق شواهد تاریخی ایرانی طی چندسال گذشته به کشورهای همسایه اش حمله نکرده است و به نظرم نخواهد کرد.... درچنین شرایطی است که به نظر من به هر شکلی که بخواهیم به موضوع نگاه کنیم اظهارات محمود احمدی نژاد برخلاف منافع ملی ایران است. اظهارات وی درمورد اسراییل بن مایه مجموعه ایی از تهدیدات جدی علیه کشور بوده است. با توجه به اظهارات وی در مورد اسراییل وبا توجه به نگاهی که به یهودیان پس ازجنگ جهانی دوم می شود اگر هم روزی ممکن بود یک ایران اتمی تحمل بشود با حضور احمدی نژاد نخواهد شد. برای خیلی از دوستان درداخل کشور شاید اظهارات احمدی نژاد چندان عجیب وغریب به نظر نرسد با توجه به محدودیت هایی که در زمینه دسترسی به منابع مختلف خبری وجود دارد ولی تنها فیلم زیر را ببنید که در سایت پلیتیکو به صورت مختصر به ماجرای اظهارات کلینتون درمورد ایران پرداخته است.....مجری برنامه تصاویری از پوستر های مرگ بر آمریکا را نشان می دهد وتلویحا می گوید بابا شما که اینکاره هستید چرا بهتون برخورد؟....... نکته دیگر اینکه وقتی نوشتم هیلاری بایدعذرخواهی کند ننوشتم ازچه کسی. منظور من البته ملت ایران بود. چرا؟ چون واقعا وقتی دولت از سیاست های مرگ براین وآن دفاع می کند و متوجه نمی شود که آتش زدن پرچم کشورهای مختلف درخیابان های تهران چطور در جهان امروز تفسیر می شود و چه هزینه های سیاسی را برای کشور به بار می آورد و وقتی خود دولت سردمدار شاخ وشانه کشیدن است نمی تواند از اظهارات کاندیدای ریاست جمهوری آمریکا گلایه کند. یعنی نمی شود پرچم آتش زد وهر روز وشب گفت مرگ بر آمریکا ودیگر کشورهای غربی وبعدتا کشورهای غربی گفتند که اگر دست ازپا خطا کنی قلمت را می شکنیم دست از پا درازتر به سازمان ملل رفت که اینها به ما توهین کردند.....همان سازمان مللی که تا همین الان چهار قطنامه علیه ایران صادر کرده است. اینها را داشته باشید.. این وضعیتی است که الان با آن مواجه هستیم. طی هفته های گذشته مصاحبه های متعددی کردم با برخی افراد صاحب نفوذ در عرصه سیاست خارجی آمریکا وکسانی که به ظرایف تصمیم گیری دراین حوزه آشنایی کامل دارند ویا خود درآن دخیل هستم. به زودی مجموعه ای ازاین مصاحبه ها را منتشر خواهم کرد. به نظرم در آشنا کردن خوانندگان ایرانی با نوع نگاهی که در آمریکا به ایران از زوایای مختلف می شود موثر خواهد بود. .....

حمایت تام هنکس از بارام اوباما

تام هانکس هنرپیشه مشهور آمریکایی باراک اوباما را به دلایلی که در ویدپویی که درزیر می بینید به عنوان کاندیدای مورد علاقه خود برای ریاست جمهوری آمریکا انتخاب کرده است. به نظرم مواردی که او در این چند دقیقه می گوید از کلیدی ترین مواردی است که بخش عمده ای از جامعه تحصیل کرده و البته جوانان آمریکا را برای رای دادن به اوباما تشویق کرده است. Beware: Celebrity Endorsement

۰۸ ارديبهشت ۱۳۸۷

تندشدن لحن مقامات آمریکایی زنگ خطر یا بلوف؟

طی دو هفته گذشته لحن مقامات آمریکایی نسبت به ایران تندی خاصی پیدا کرده است. از اینکه جورج بوش ایران را در ردیف القاعده قرار داد تا اظهارات ادمیرال فالون که برای ایران شاخه وشانه کشیده است که فکر نکنند آمریکا توان رزمی کافی بری گوشمالی دادن تهران را ندارد وهمچنین اظهارات هیلاری کلینتون درمورد اینکه آمریکا ایران را نابود خواهد کرد اگر به اسراییل حمله هسته ای کند، همه وهمه نشان می دهد یک اتفاق هایی درحال جریان است.

یک نوع نگاه به موضوع این است که این هم بخشی ازجنگ روانی سالهای گذشته است که با چنین تهدیداتی نوعی بازدارندگی را در مورد ایرانی به وجود بیاورند که به قول معروف حساب کار خودش را بکند. یک روایت دیگر از ماجرا هم این است که ممکن است جورج بوش بخواهد پیش از انتخابات ریاست جمهوری یک دستی به پرونده ایران بزند. هر کدام از این گزینه ها تبعات خاص منطقه ای و جهانی خود را درحوزه های سیاسی واقتصادی دربرخواهد داشت اما به نظرم برای مسئولین ایرانی فهمیدن اینکه به چه نحوی در طی چند ماه آینده رفتار کنند خیلی مهم است.

 اشتباه درمحاسبه می تواند تبعات بسیار سنگینی برای ایران به همراه داشته باشد. با توجه به اینکه رقابت های انتخاباتی آمریکا خیلی داغ است و وزنه دموکرات های در این رقابت ها اندکی بر جمهوری خواهان می چرخد، جمهوری خواهان ممکن است برای تغییر موازنه دست به هر کاری بزنند. به نظرم مسئولین ایرانی خیلی باید حواسشان جمع باشد که هزینه چنین دعواهای سیاسی را ندهند.

۰۵ ارديبهشت ۱۳۸۷

پنسیلوانیا برای کلینتون و رقابتی که شکاف میان دموکرات

روز گذشته هیلاری کلینتون با با ده درصد اختلاف توانست بر اوباما در ایالت پنسیلوانیا پیروز شود. حدود یک ماه است که هر دو نفر دراین شهر کمپین کرده اند و این پیروزی برای کلینتون خیلی مهم بود که بتواند در رقابت ها بماند. اگر چه به لحاظ ریاضی کلینتون امکان ندارد بتواند هم از نظر تعداد رای واز هم نظر کسب نمایندگان حزبی که رابطه مستقیمی با تعداد رای دارد، براوباما پیشی بگیرد. اما افراد نزدیک به کلینتون بیش از آنکه به ریاضی اعتقاد داشته باشند به روانشناسی اعتقاد دارند. مدل ایرانی اش اعتقاد به امدادهای غیبی و کمک های آسمانی است. تفسیرش این می شود که هیلاری به شدت گمان می کند که اوباما در انتخابات ماه نوامبر قابل انتخاب نیست وهمه تلاش خودش را انجام می دهد که بگوید اوباما شایستگی انتخاب شدن ندارد. به همین جهت است که کمپین بسیار منفی را جلو می برد وکارهایی که می کند بسیار شبیه به سیاست هایی است که به احتمال زیاد جمهوری خواهان بعد از انتخابات مقدماتی درپیش خواهند گرفت. کلینتون ها نشسته اند تا اوباما یک گاف بزرگ بدهد یا آنها چیز عجیب وغریبی اززندگی اش کشف کنند تا به این ترتیب او را از رقابت ها خارج کنند.

Obama and Clinton pursue an intense race....اوباما وکلینتون رقابتی بسیار فشرده را تجربه می کنندبه نظرم اوباما وکلینتون دوچهره آمریکا هستند. کلینتون مظهر عبارت هدف وسیله را توجیه می کند است و اوباما مظهر چهره ای که خیلی ها می خواهند از آمریکا به یاد بیاورند وسالهاست کسی چنین تصوری را ندیده است. به نظرم هیلاری کلینتون شخصا خیلی باهوش و توانمند است اما تاکتیک های انتخاباتی اش واقعا حال به هم زن است وبه هیچ شانسی برای دموکرات ها برای انتخابات نوامبر باقی نمی گذارد. نکته اینکه هر چقدر رقابت های مقدماتی به پیش می رود وکاندیدای دموکرات ها مشخص نمی شود، شانس آنها برای متحد کردن حزب بعد از انتخاب کاندیدا کم می شود. هم اکنون فضای بین رای دهندگان بسیار قطبی است و روز به روز بر تعداد کسانی که اگر کاندیدای مورد علاقه شان انتخاب نشود رای نخواهند داد ویا حتی به جان مک کین رای خواهند داد افزایش پیدا می کند. برای بهبود بخشیدن به این شکاف دموکرات ها وقت نیاز دارند که با توجه به کاری که کلینتون انجام می دهد عملا امکان پذیر نخواهد بود. مگر اینکه اتفاق عجیب غریبی بیفتد و یکی از این دو کاندیدا انتخاب شود و دومی بشود معاون رییس جمهور که خیلی بعید است اما به نظرم تنها راه حل به نظر می رسد. ....

اگر اوباما کاندیدا شود درمدت زمان باقی مانده کافی چندسفر به خارج ازکشور از رم تا پاریس ومادرید وحتی اسراییل داشته باشد. هر جا برود سالن های برزرگ ومیدان های بزرگ را از جمعیت پر خواهد کردو تصویری که به داخل کشور خواهد خیلی مهم خواهد بود. جمهوری خواهان می دانند که اوباما حریف بسیار خطرناکی برای مک کین است به همین جهت خیلی اوباما را به اشکال مختلف می زنند.....به نظرم شانس اوباما کمتر نشده ولی با توجه به عزم جزم بسیاری از رسانه هابرای فرستادن هیلاری به کاخ سفید کاربسیار دشواری خواهد داشت. دو شهر دیگری که تعیین کننده هستند کارولینای شمالی و ایندیانا است که دراولی اوباما با فاصله خیلی زیادی (حدود ۱۵ درصد) ازهیلاری جلوتر است و در دومی خیلی به هم نزدیک پیش می روند- براساس نظرسنجی ها. اگر کلینتون هر دو را ببازد توجیه باقی ماندنش در رقابت های انتخاباتی خیلی دشوار می شود.

۰۱ ارديبهشت ۱۳۸۷

ان بی سی وگزارشی در مورد ایران...

ویدئوی زیربخشی از یک گزارشی است که درمورد ایران وازشبکه ان بی سی پخش شده است....چه چیزی به نظر شما در این گزارش از همه جالب تراست؟

۳۱ فروردين ۱۳۸۷

ایران محور مباحث و وقتی رهبرحماس درمورد اوباما ذوق می کند...

طی دوهفته گذشته موضوع ایران بار دیگر به یکی ازموضوعات داغی تبدیل شده است که در جریان رقابت های مقدماتی ریاست جمهوری آمریکا زیاد به گوش می خورد. به صورت کلی، برای مردم آمریکا موضوع ایران چندان اهمیتی ندارد اما وقتی به موضوعات دیگری مرتبط می شود می تواند توجه  رسانه های آمریکا را به خود جلب کند.  وقتی چند هفته پیش مطلبی نوشته بودم درمورد اینکه ایرانی آمریکایی ها درمورد کاندیداهای دموکرات چگونه فکر می کنند یکی از همکارانم که روزنامه نگاری باتجربه است گفت که این موضوع حالا برای آمریکایی های سفید چقدر مهم است؟ بعد برای همین مجبور شدم پاراگرافی اضافه کنم درمورد تعداد ایرانی ها در آمریکا واینکه توجه به موضوع ایران با توجه به احتمال حمله آمریکا به ایران می تواند موضوع مهمی باشد. نکته ام این است که برخلاف برخی دوستان که گمان می کنند ایران محور عالم وآدم است وهمه دنیا کار خود را گذاشته اند که شب وروز درمورد ایران فکر کنند، عملا واقعیت اندکی متفاوت است. اگر چه در عالم سیاست، اندک اندک علاقه سیاستمداران آمریکایی برای یافتن راهی که به گفت وگو وحل مشکلاتشان با دولت ایران ختم می شود بیشتر وبیشتر می شود.....

با این وجود اظهارات اخیرهیلاری کلینتون و باراک اوباما درمورد ایران بسیار جالب توجه است. کلینتون گفت که اگر ایران به اسراییل حمله کند با حمله تلافی جویانه گسترده آمریکا مواجه می شود. اما اوباما درپاسخ گفت که آمریکا به این حمله پاسخ مقتضی خواهد داد. مطلبی نوشته ام در شرح تفاوت دیدگاه های این دوکاندیدا در این زمینه. تا حد زیادی می توان انتظار داشت آنچه کاندیداها می گویند در زمینه های مختلف باد هوا باشد وتحت تاثیر عوامل مختلف بخواهند تنها برای خود رای جمع کنند، اما آنچه کلینتون می گوید اختلاف اساسی با صحبت های اوباما دارد.

معتقد نیستم که اگر اوباما رییس جمهور ایران شود وضع ایران بهتر یا بدتر می شود ویا کلینتون، اما گمان می کنم که این دو دیدگاه هایشان درمورد برخی موضوعات از جمله بحران خاورمیانه و مبارزه با تروریسم ومسائلی از این دست از مبادی متفاوت می آید و مقصدهای متفاوتی خواهد داشت. همان طور که قبلا نوشته ام، جای تعجب دارد که مشاوران حوزه ایران خانم کلینتون از ایرانی آمریکایی شناخته در عرصه دانشگاه و اتاق های فکری آمریکا هستند که اتفاقا دیدگاه های معتدلی نسبت به ایران ارائه می دهند.

امروز جایی خواندم که رهبر حماس کلی احساس شوق و ذوق کرده درمورد باراک اوباما. کمپین سناتور مک کین هم همه اظهارات آقای مشعل را گذاشته در یک ای میل وفرستاده برای دوستان آقای قهرمان جنگ وتاکید کرده اند که این تغییری که آقای اوباما ازآن دم می زند همان چیزی است که گروه تروریستی حماس می خواهد. دو نکته وجوددارد. اول اینکه به نظرم چنین اظهار نظرهایی خیلی غیرمعمول به نظر می رسد درمرحله حاضر. دوما اینکه سیاست های آمریکا درمسائل مختلف آنچنان به نظر یک فرد بستگی ندارد و روند تصمیم گیری خیلی پیچیده تر ازاین حرفهاست. دوم اینکه اگر مثلا فردا آقای اوباما آمد و گفت مثلا حماس باید فلان کار را بکند آن موقع مسئولان این سازمان چه خواهند گفت؟ این موضوع در مورد مسئولان ایرانی هم صدق می کند. خوشبختانه آقای احمدی نژاد تا کنون تا آنجا که توانسته جلوی دهان خودش را دراین زمینه گرفته که واقعا خدا خیرش بدهد در این زمینه.

۲۹ فروردين ۱۳۸۷

انتخابات آمریکا و یک هیلاری تند علیه ایران ا

Obama vs. Clinton

شب گذشته آخرین مناظره بین هیلاری کلینتون وباراک اوباما کاندیداهای ریاست جمهوری آمریک پیش از انتخابات کلیدی پنسیلوانیا از شبکه ای بی سی پخش شد. خیلی از وب سایت های خبری و وب لاگ های مطرح از این مناظره به عنوان بدترین مناظره بین دوکاندیدا یاد کردند. دلیلش خیلی واضح است. دو مجری این شبکه انگاری که داشتند مچ گیری می کردند به نحوی سوالات را مطرح کردند که به نظرم خیلی عجیب بود. با توجه به اینکه پیش از این هیلاری کلینتون از رفتارتبعیض آمیز رسانه ها نسبت به خود گلایه کرد بود مجری ها تا می توانستند باراک اوباما را با سوالات تند وموضوعاتی که گمان می رفت به اندازه کافی درمورد آنها سخن گفته شده مورد حمله قرار دادند. هیلاری کلینتون یک ماه پیش حدود بیست درصد از اوباما جلوبود اما این عدد الان تک رقمی شده وبه حدود شش تا هشت درصد اختلاف رسیده است.

 اما خود مناظره نکات بسیار جالبی داشت. اولا اینکه نشان داد باراک اوباما چطور تحت فشار عمل می کند. دوما وقتی مجری ها از کلینتون پرسیدند که آیا اوباما می تواند درماه نوامبر انتخاب شود جواب داد: بله-بله-بله. این تاکید خیلی جالب بود. این درحالی است که وب سایت خبری معتبر پلیتیکو چند روز پیش مطلبی نوشته بود که کمپین کلینتوو خود وی وهمسرش عمیقا به این اعتقاد دارند که اوباما امکان ندارد بتواند درماه نوامبر درمقابل مک کین به پیروزی برسد وبه همین جهت است که دارند تمام تلاش خود را برای پس زدن او به کار می برند. اما کلینتون در برابر این سوال نمی توانست بگوید که اوباما نمی تواند برنده شود. چون از نظر محاسبات ریاضی اوباما به احتمال زیاد بیشترین تعداد آرا را در یابان رقابت های مقدماتی از آن خود خواهد کرد و نمایندگان ویژه حزب دموکرات خیلی دشوار بتوانند کس دیگری را به عنوان کاندیدای حزب معرفی کنند. به همین جهت اگر کلینتون روی این موضوع تاکید می کرد واوباما هم انتخاب شود خیلی برای حزب دموکرات بد تمام می شد وبدیهی است مک کین به خوبی از این گاف استفاده می کرد. کما اینکه تا همین الان نقدهای تندی به کلینتون می شود درخصوص پاره پاره کردن حزب دموکرات.

درمجموع روش کلینتون حمله به اوباما بود. درواقع همان طور که بسیاری از شبکه های تلویزیونی گفتند تنها راهی که ممکن است کلینتون به پیش برود این است که یک بازتعریفی از کاراکتر اوباما اراپه کند تا رای دهنگان آمریکایی از وی روی برگردانند. این موضوع خیلی ریسک بالایی دارد. به خاطر اینکه کلینتون مجبور است که خیلی منفی عمل کند وهمین چهره بدی از او می سازد. نظرسنجی اخیر واشینگتن پست وشبکه ام اس ان بی سی جالب است که حدو ۵۸ درصد از مردم آمریکا هیلاری را قابل اعتماد نمی دانند.

موضوع دیگر اینکه تبلیغات منفی وضدکاراکتر اوباما با این موضوع که هیلاری فکر می کند اوباما می تواند درماه نوامبر انتخاب شود کاملا درتناقض است. یعنی اگر وی می تواند انتخاب شود پس چرا اینقدر منفی درمورد او کار می کنی؟

اما شاید درکمتر مناظره ایی دو طرف به موضوع ایران به صورت واضح یاد کردند. دیروز با آقای شمس الواعظین مصاحبه ایی کردم که می توانید در روز بخوانید. او گفت که بین دموکرات ها وجمهوری خواهان دردولت آینده درقبال سیاست ایران فرقی نخواهد بود. من با این تحلیل موافقم. هیلاری نشان داد ه چه تصویری از رابطه با ایران دارد. به نظرم درصورتی که هیلاری رییس جمهور بشود - که به نظرم احتمالش خیلی کم است - وضعیت ایران وآمریکا دشوار ترنخواهد بود. این با مشاهدات ومصاحبه هایی که برای مطلبی که هم اکنون روی آن کار می کنم واختصاص دارد به رابطه ایران وآمریکا وبعدا زدولت بوش خیلی همخوانی دارد. در مورد اوباما البته چندان چیزی نمی دانیم. اگرچه با توجه به اینکه کلینتون از افرادی مانند ولی نصر وری تکیه درمورد ایران مشورت می گیرد می توان تا حدود زیادی انتظار داشت که درعمل سیاست های واقع بینانه تری درمورد ایران اتخاد کند و این طور تصور کرد که اینها همه به دلیل گرفتن رای از یهودیان پرنفوذ آمریکایی است. کما اینکه نوشته بودم کسی دراین مملکت به قدرت نخواهد رسید اگر بخواهد از یهودیان واسراییل فاصله بگیرد. این بخشی از فرهنگ سیاسی ایالات متحده است. مثل اینکه کسی بخواهد درایران درانتخابات شرکت کند وبگوید مثلا به حمایت روحانیون احتیاج ندارد.

طی هفته گذشته باراک اوباما از انتشارات خود دریک جلسه جمع آوری کمک درمیان هواداران خود درسان فرانسیسکو صدمه زیادی دید. این جلسه اتفاقا درخانه یک ایرانی الاصل برگزار شد که هرکسی دران شرکت کرده بود هزار دلارپرداخت کرده بود. دراین جلسه اوباما گفته بود که مردم آمریکا به خاطر قول های عمل نکرده دولت واینکه به خواسته هایشان توجه نمی شود تلخ شده اند وبه خاطر این ناامیدی به مذهب و اسلحه وپناه می برند. قرارنبوده ه دراین جلسه کسی از مطبوعات باشد. اما یکی ازخبرنگارهای مستقل وبلاگ خبری هافینگتون پست که آنجا بود سخنرانی را ضبط می کند وآن برمی دارد می گذارد روی وب سایت. این موضوع به نظرم صدمه زیادی زد به تلاش اوباما برای پیشی گرفتن بر هیلاری در پنسیلوانیا. محور مشاجرات مخالفان اوباما این است که علاقه مردم به مذهب ربطی به ناامیدی آنها ازدولت ندارد. یا وقتی ازسلاح استفاده می کنند به دلیل این است که این بخشی از فرهنگی است که صدها سال قدمت دارد.

به نظرم اوباما اوضاع سختی برای پاسخ به این موضوع داشت به دلیل اینکه اواین سخنان را در جمع مردم نگفته بود. این جلسه ایی خصوصی بود و همین موضوع کار را سخت تر می کند برای توضیح دادن. به نظرم خیلی این سخنان ناشیانه بود. دلیل آن این است که کسی مثل اوباما باید به این موضوع فکر کند که دراین دوره همه افراد به دستگاه های ضبط صدا وتصویر مجهز هستند و چه این موضوع اخلاقی باشد وچه نباشد ممکن است حرفی درز پیدا کند. البته فکر نمی کنم اوباما این موضوع را گفت که فکر می کرد پخش نمی شود چون طی روزهای گذشته اوبا اینه تصریح کرده که درانتخابات کلمات دقت کافی را انجام نداده اما به کلیت حرفش که مردم آمریکا به دولت بی اعتماد شده اند وخیلی هاشان امیدخود را ازدست داده اند وتلخ شده اند اعتقاد دارد. خیلی ها می گویند حرف اوباما صحیح است وخیلی ازمردم آمریکا تلخ شده اند.

وضع اقتصادی در آمریکا به شدت به مردم فشار می اورد به خصوص مردمی که نمی توانند قسط های بانک خانه شان را بدهنده وباید خانه های خود را ترک کنندواجاره نشین شوند.....این باشد تا بعد....

۲۸ فروردين ۱۳۸۷

یک هفته خرابی وب سایت

بعد از یک هفته که این وب سایت به دلیل مشکل فنی کاملا از کار افتاده بود بالاخره با کمک یکی ازدوستان دوباره برقرار شد. ظاهرا سرور مربوطه درحال تنظیمات جدید بود وبعد از تنظیمات حدود دو هفته هر چه نوشته بودم عملا از دست رفته است. تا حالا من ندیدم وب سایتی - صرف نظر ازخرابکاری و تعمد - بخواهد یک هفته از کاربیفتد. به هرحال خوشحالم که مشکل حل شد...

۲۶ اسفند ۱۳۸۶

پرونده سه هزارصفحه ایی کروبی، انتخابات و سردارمحبوب

انتخابات مجلس هشتم هم برگزار شد و محافظه کاران با همان درصدی که از ابتدا پیش بینی می کردند  و فرآیندش را براساس آن طراحی کردند وارد مجلس خواهند شد و بار دیگر اکثریت را به دست خواهند گرفت. بعد از ماجرای  تحصن نمایندگان مجلس ششم عملا باید اینگونه نتیجه گرفت که در قالب موجود امکان این که یک بار دیگر اصلاح طلبان ویا گروه های نزدیک بتوانند اکثریت را به دست بگیرند قریب به صفر است و این البته یک واقعیت است. تحمل نظام برای کسانی که معتقد نیستند ماست می تواند سیاه باشد، عملا به همان اندازه ایی است که در مجلس هشتم نشان داده شد.

این یکدست سازی البته مضرات فراوانی برای خود نظام به همراه دارد و پیش ازهر چیز آنکه عملا نظام حساسیت خود را نسبت به سیاست های اشتباه ومخربی که می تواند به خودش صدمه بزند از دست می دهد. یعنی کسی نیست که بتواند به بالانس قدرت بپردازد و عملا جناح حاکم آنقدر خودش را مسط می پندارد که هیچ چشم هوشیاری نمی تواند او را ازآنچه می کند بترساند وبازدارد. خطر چنین روندی درماجرای سعید امامی به وضوح نمایان شد.

اینکه آقای سردار زارعی که خود مسئول یکی از طرح های بزرگ امنیت اجتماعی سالهای اخیر بوده است اینچنین با اعتماد به نفس کاری می کند که مو به تن هرکسی راست می شود، تنها بخش کوچکی از ماجراست. حالا معلوم نیست چه کسی ته قضیه را باد داده است. اما خود موضوع نشان می دهد چگونه محافظه کاران به جامعه، قدرت خود و نیروهای منتقد نگاه می کنند.

در همین ماجرا ببینید گروه های منتقد چه واکنشی نشان دادند؟ اصلاح طلبان ویا منتقدین مجلس چه واکنشی نشان دادند؟ آقای عماد افروغ به عنوان رییس کمیسیون فرهنگی مجلس چه واکنشی نشان داد؟ چرا کسی نمی خواهد از دولت وقوه قضاییه که دادگاه سردار زارعی علنی باشد؟ چرا کسی شفافیت موضوع را جدی نمی گیرد؟ این هراس از چیست؟

برای مثال این آقای کروبی که شب های جمعه مهمانی هندوانه خوران درخانه آقای جنتی دارد به جای اینکه هرشب عازم خانه محافظه کاران شود و التماس و تمنا کند که یکی ازافراد لیستش را تایید صلاحیت کنند، بهتر است از مسئولین بخواهد که با مردم روراست باشند واگر خطایی از آنها سر می زند مانند شهروندان عادی با آنها برخورد کنند. این باور کنید که تقاضای زیادی نیست.

مشکل اینجاست که اوضاع آنقدرخراب است که کروبی خودش را به عنوان منتقد جا کرده است. تصور کنید به محض اینکه آقای کروبی به فرض محال چنین درخواستی کند، سه هزار صفحه پرونده حضرتعالی می رود خیابان پاستور. حالا چطور مثلا می شود امید بست که تغییری صورت بگیرد، خدا می داند.  

به نظرم درست است که اصلاح طلبان کمی دراین دوره به مجلس راه می یابند، اما خوبی ماجرا این است که اقلا آق شیخ کروبی راهش را از بقیه جدا کرد. این راه از ابتدا جدا بود. امثال کروبی مشکلشان این است که نه به راست می چسبند نه به چپ. نه اصلاح طلبان می توانند به او اعتماد کنند نه محافظه کاران. از برکت اصلاح طلبان و فراموشکاری مردم بود که ایشان شدند رییس مجلس ششم.

حالا امیدوارم آقای کروبی هم به واقعیت کاری که طی ماه های گذشته کرده اندکی پی ببرد وبداند جایش کجاست. باز برمی گردم به ماجرای آقای زارعی و هنوز بر این موضوع تاکید می کنم که تا وقتی نظام خطاکاران را مورد برخورد دوگانه قرار دهد، بدبینی مردم را نسبت به خود افزایش خواهد داد. مردم درجنین مواقعی چنین خطاهایی را به حساب سران نظام می گذارند. این بزرگترین جفا به کسانی است که خود را نگهبانان نظام می دانند...

۲۴ اسفند ۱۳۸۶

رای دادن، سنتی که باید تقویت شود...

امیدوارم امروز با حضور مردم وجوانان در پای صندوق های رای یک حداقل باکیفیت وارد مجلس شود. اگر چه انتخابات امسال به نحوی ترتیب داده شده که تکلیف حدود دوسوم کرسی ها پیشاپیش معلوم است. به نظرم مهم این است که سنت رای دادن تقویت شود و این نکته مهم جا بیافتد که تغییر دادن در هر مقدار آن - چه آن هنگام که مقدار تغییر قابل توجه است و چه آن هنگام که اندک- بسیارمهم است. کسانی که اهمیت رای دادن را کم می دانند توجه کنند به روی گرداندن مردم از رای دادن در دوره دوم شوراهای شهر و انتخابات مجلس هفتم وبعد از آن انتخابات ریاست جمهوری. همیشه می تواند یک پله بدتر ازآن چیزی که وجود دارد هم باشد. این تحلیل شخصی من است و امیدوارم مردم بروند رای بدهند.

۲۳ اسفند ۱۳۸۶

چرا نظام از جیب آبروی خود برای ماجرای سردار زارعی می پردازد؟

من هم مثل خیلی های دیگر خبرهای ماجرای سردار زارعی را در برخی وب سایت های خبری خواندم ازجمله وب سایت خبری خبرنامه امیرکبیر. در یادداشتی که در همین باره نوشته ام (اینجابخوانید) توضیح دادم که چرا به نفع کشور ونظام است که وقتی یکی ازمسئولین چنین کاری می کند، به صورت علنی به موضوع رسیدگی شود. این باعث می شود کسانی که درآن مرتبه قدرت هستند، فکر نکنند می توانند ازتبعات هر چه می کنند دربروند. اگر طی سالهای گذشته وقتی یکی ازمسئولین کار عجیب وغریبی می کرد آن را درمعرض نمایش می گذاشتند خیلی اتفاقات نمی افتاد. پنهان کاری مسئولین که طبق سنت دیرین حفظ آبرو صورت می گیرد تنها به آبروریزی بیشتر می انجامد. چرا که وقتی مسئولین پرده پوشی می کنند مردم چنین اقداماتی را به حساب کلیت نظام می گذارند.

نوشته ام که از روز دوشنبه که ماجرای فرماندار ایالت نیویورک فاش شده است، الیون اسپیتزر نه تنها استعفا کرده، نه تنها از مردم وخانواده اش عذرخواهی کرده، بلکه اساسا حیات سیاسی اش به پایان رسیده - حداقل تا چند سال وحیات اجتماعی اش هم به این بستگی خواهد داشت که طی سالهای آینده چگونه در عرصه عمومی بتواند این وضعیت خود را بازسازی کند. او امروز درسخنرانی خیلی باهوشی که هنگام استعفا داشت گفت که افتخار انسان به تعداد دفعاتی که سقوط می کند نیست بلکه به لحظاتی است که بر می خیزد (نقل به مضمون) به گونه ایی اعلام کرد با اینکه خیلی شرمگین است اما در آینده جبران خواهد کرد. این همان فرمانداری است که مچ خیلی ها را در وال استریت گرفته بود و خیلی از شرکت های تجاری به خونش تشنه بودند.

نظام قضایی ایران بیشترین صدمه را از پنهان کاری و اندرونی بیرونی دیدن جرائم ومجرمان دیده است. اگر سردار زارعی واقعا چنین کارهایی کرده است که به او نسبت می دهند باید این مسائل درملاء عام مطرح شود وبه رسانه ها اجازه داده شود در مورد آن بنویسند. این بیشترین کمک به آبروی نظام سیاسی است که در آن امثال اجازه نمی دهد کسی ازقدرت سوء استفاده این چنینی کند.

شب گذشته دریک برنامه یک قسمتی از مصاحبه با بیل کلینتون هنگام رسوایی مونیکا لوینسکی را تماشا می کرد. حرفی زد که به نظرم باید آن را طلا گرفت وهمیشه پیش رو داشت. او درجواب اینکه چطور می شود در آن موقعیت یک فرد تن به چنین کاری می دهد گفت که وضعیتی که فرد فکر می کند "می تواند" هر چه بکند وبازخواست نشود و بقیه به آن تن بدهند خیلی خطرناک است. گفت که در زمانی فکر می کرده که می تواند آن کار را انجام بدهد وانجام داده . به نظرم خیلی سخن هوشیارکننده ایی است. امثال سعید امامی، سردارزارعی وخیلی های دیگر فکر می کنند " می توانند" که هرکاری انجام بدهند وکسی جلویشان نمی ایستد، حتی قوه قضاییه، حتی مقام رهبری واین عین هزینه شدن هم از قوه قضاییه است هم از مقام رهبری. خیلی عجیب است که مثلا دفتر رهبری توصیه کند ماجرا بی سروصدا انجام شود. اگر این شنیده صحت داشته باشد باید گفت وای برآن دفتر رهبری که به جای تقاضای رسیدگی به مانند همه شهروندان، به زارعی مصونیت می دهد که جور دیگری مورد توجه قرارگیرد.